List/Grid

شعر مشترک بشید شعر

نظری ای دل غافل که جهان در گذر است

نظری ای دل غافل که جهان در گذر است این گذرگاه عجب منظر اهل نظراست حظّ نادان به جهان نعمت وناز است ولی قوت دانا همه دیدیم که خون جگراست… ادامه مطلب »

پرستار من کجاست ؟

ای ماه خودپرست! پرستار من کجاست؟ آه ای ستاره ی سحری! یار من کجاست؟ خود را مگر چو اشک بریزم به پای او ای آسمان!فرشته ی بیمار من کجاست؟ ناهید… ادامه مطلب »

این خانه که از گرد هوس تیره وتار است

این خانه که از گرد هوس تیره و تار است یارب نتوان گفت که خلوتگه یار است هر بوالهوسی سالک این راه نباشد جز آن که دلش شیفته روی نگار… ادامه مطلب »

تا دلم بسته به دان زلف شکن در شکن است

تا دلم بسته به دان زلف شکن در شکن است نه روانم به روانست و نه جانم به تن است تُرک فتّان تو با تیر و کمان کرده کمین بی… ادامه مطلب »

از تو تو را می طلبم ای حبیب

از تو تو را می طلبم ای حبیب  نصر من الله و فتح قریب دست من و دامن احسان تو درد مرا نیست به جز تو طبیب جمله یاران همه… ادامه مطلب »

در دل خود کشیده ام نقش جمال یار را

در دل خود کشیده ام نقش جمال یار را پیشه خود نموده ام حالت انتظار را ریخته دام و دانه شه از خط و خال خویشتن صید نموده مرغ دل… ادامه مطلب »

قربان خاک پایت ای مهر عالم آرا + صوت

قربان خاک پایت ای مهر عالم آرا شوق لقایت ای شاه برده ز دل قرار را تا کی در انتظارت روز و شبان بنالم رحمی به این بلاکش کن از… ادامه مطلب »

در انتظار ظهورت، چه رنج ها که کشیدم

در انتظار ظهورت، چه رنج ها که کشیدم برفت عمر و نشد بارور، درخت امیدم به یاد دیدن رویت، چه ناله ها که نکـردم ز گلستان جمالت گلی دریغ نچـیدم… ادامه مطلب »

خوشا شاه و خوشا روز وصالش

خوشا شاه و خوشا روز وصالش خوشا خورشید روی بی مثالش خدایش ناصر و یار و معین باد به هر حالی کند حفظ از زوالش عجب کرده است دام صید… ادامه مطلب »

به فدای جسم و جانت که شه جهانیانی

به فدای جسم و جانت که شه جهانیانی به مدیح تو چه گویم که تو خود جهان جانی به خیال خال رویت شده طی بساط عمرم نظری به حال زارم… ادامه مطلب »