امام زمان علیه السلام دلسوز شیعه است


متاسفانه ما شاه کلید رهایی از مشکلات و نحوه رسیدن به حوائج خود را نمی دانیم . اگر کمی به امام زمانمان ( که در ادعیه مختلف از ایشان به نام غیاث المستغیثین، کهف حصین و … یاد شده است) معرفت داشتیم حتی در کوچکترین مشکلات و حوائج خود سریعا قبل از هر گونه اقدام از ایشان یاری می طلبیدیم. در تشرف زیر نکات قابل توجهی در این خصوص نهفته است:

یک روز در مسجد صاحب الزمان مشهد نماز ظهر و عصر را خوانده بودم، دیدم شخصی که در پاکی و تقوی حرف ندارد کنار من نشست و گفت حاج آقا منزل ما در خارج شهر است، یک اطاق بیشتر نداریم و من پنج نفر بچه دارم، عیالم هم هست، برق نداریم، شبها که چراغ نفتی را خاموش می کنیم و در چوبی بدون شیشه را می بندیم.
چشم چشم را نمی بیند.
دیشب که هوا بسیار سرد بود و ما زیر کرسی گرمی خوابیده بودیم و در اطاق را از تو بسته بودیم، نصفه های شب از خواب بیدار شدم دیدم فوق العاده تشنه ام، هرچه فکر کردم که اگر از جابرخیزم و بخواهم آب بخورم، علاوه برآنکه بچه ها را لگد میکنم، معلوم نیست در آن تاریکی آب را پیداکنم.

“ضمنا حاج آقا من معتقدم که هر مشکلی را باید با امام زمان علیه السلام در میان گذاشت.”

لذا همانجا سلامی به حضرت عرض کردم و سپس گفتم آقاجان اگرما هم برق می داشتیم، فورا انگشت را روی دکمه برق می گذاشتم اطاق روشن میشد، بچه ها را لگد نمی کردم، آب را پیدا می کردم و می خوردم، تشنگیم رفع میشد. چقدر خوب بود.
ناگهان دیدم حضرت بقیهالله ارواحنافداه کنار من ایستاده اند به من فرمودند: این پول را بگیر و به مسجد صاحب الزمان نزد “فلانی” برو و این پول را به او بده و بگو برایت برق بکشد.
در این بین پسر هفت ساله ای داشتم، او هم بیدار شده بود و چون می دید که آقا به من پول دادند، با نگاهش منتظر بود که به او هم پول بدهند. حضرت بقیهالله ارواحنا فداه به او هم سی و پنج تومان عنایت فرمودند.
این مرد به قدری باصفا و با حقیقت این مطلب را ادا می کرد که من حتی یک از هزار هم در گفتارش احتمال خلاف نمی دادم. به هر حال من به او گفتم: فعلا این پولها متعلق به تو است، آیا اجازه می دهی که ده تومان از آنها را برای برکت جیبم بردارم و بیست تومان هم به جایش بگذارم و برق منزلت را هم بکشم؟ گفت: حاج آقا شما اختیار دارید.
من ده تومان از پولهایش را برداشتم و بیست تومان روی آن گذاشتم و آنکه کشیدن برق در محلی که او در آن زندگی می کرد بسیار مشکل بود، ولی در کمال سهولت توانستم برای او تقاضای برق کنم و در ظرف چند روز برای او برق بکشند و وقتی مخارج آنها را حساب کردیم ده تومان اضاف آمده بود. معلوم شد این ده تومان همان پولی است که من روی پولها اضافه کردم.

ملاقات با امام زمان علیه السلام ص ۳۵۶


دیدگاه ها و نقطه نظرات

تشخيص انسان و ربات *