ز تنهایی دلم خون شد، خدا را محرم رازی


شب جمعه شده مولا، بگو جانا کجا هستی؟

منم غرقِ فراق و درد، بگو مولا کجا هستی؟

همیشه یاد تو باشم، کجا را بنگرم مولا

دعای ندبه می‌خوانم، گل زهرا کجا هستی؟

شب تنهایی هجران، به گوشه قلب مأیوسم

تو از امید می‌گویی، بگو آقا کجا هستی؟

شب بی داد غیبت را،نباشد مطلعی مولا

چه مهجورم چه غمگینم، امیر ما کجا هستی؟

یکی درد و یکی درمان، یکی وصل و یکی هجران

پسندم میل مولا را، گل طاها کجا هستی؟

من از بهر دلزارم ، دوای درد می‌خواهم

دعای وصل می‌خوانم، عزیز ما کجا هستی؟

ز تنهایی دلم خون شد، خدا را محرم رازی

بده توفیق پروازم، بگو جانا کجا هستی؟

حسین مظاهری کلهرودی

به نقل از وبگاه ستاره


دیدگاه ها و نقطه نظرات

تشخيص انسان و ربات *