مناظره مرحوم آیت الله بافقی با یک مبلغ بهایی


شیخ بافقی روزی در راه امام زاده ابوالحسن به شخصی بهائی رسیده که خود او اظهار بهائیت نمود. ایشان او را نصیحت و موعظه نموده و او را به توبه و بازگشت از آن مرام باطل دعوت نمود. او اظهار کرد که ما را مبلغ و عالمی است او را نزد شما می آورم هرگاه او مجاب شد من نیز مسلمان می شوم. فرمود مانعی ندارد.

روز دیگر آن بهائی با مبلغ خود به منزل ایشان آمد و مشغول به مباحثه گردید و خواست تا از آیات متشابه یا اخباری که میرزا حسینعلی باب و ابوالفضل گلپایگانی دزدی کرده و شیخ علی ابیوردی دزدی های او را کاملاً گرفته و در کتاب خودش نقل کرده است استدلال نماید.

فقیه بافقی جلوی او را گرفته و فرمودند ما را اکنون به آیات متشابه قرآن که علمش مخصوص اهل بیت است کاری نیست، ما ابتدا مباحثه ساده عوامانه می کنیم. گفت عیبی ندارد، فرمودند:از تو سؤال دارم که آیا خداوند بندگان را از نظر سعادت کامل خلق کرده یا ناقص؟

مبلغ گفت: البته از این جهت ناقصند.

آقا فرمود: آیا احتیاج به کمال دارند یا ناقص باید بمانند.

گفت البته به کمال احتیاج دارند. فرمود: آیا خود راه کمال و رسیدن به آن را دانند یا احتیاج به مکمل دارند؟ گفت: خود ندانند و احتیاج به مکمل دارند. فرمود:آن مکمل کیست؟ گفت:انبیاء بودند. فرمود بعد از انبیاء؟ گفت: حضرت علی(ع)، فرمود:بعد از آن؟ گفت:حضرت حسن ابن علی(ع)، فرمود:بعد از آن؟ گفت:حضرت امام حسین(ع)، و در ادامه تا امام حسن عسکری(ع) و سکوت کرد. شیخ فرمود:بگو بعد از امام عسکری(ع) آیا مردم کامل شدند و احتیاج به مکمل ندارند؟ گفت:خیر محتاج به مکمل اند فرمود: آن کیست؟ گفت: قرآن است.

فرمود: اولاً اگر قرآن باشد قرآن که از زمان پیامبر بوده پس آمدن یازده امام لغو بوده زیرا به قول تو قرآن بود و به قول تو لازم می آید که وجود پیغمبر خاتم هم لغو باشد و خوب بوده که جبرئیل یل ملک دیگری قرآن را آورده و سر کوهی گذارده و مردم را که این کتاب مکمل شما است، بروید و آنرا بردارید و سیر کمال خود کنید.

ثانیاً قرآن که خود صامت است و زبان ندارند که معانی متشابه و مشکله خود را به مردم تفسیر کند و ثالثاً ظاهر این کتاب عاجز از حفظ کردن خود است مثلاً از سوختن و پاره گردیدن و چه بسیار قرآن پاره و موریانه خورده و موش خورده و در گوشه ی مساجد ریخته است، اگر به صورت مستقل مکمل بود، اول خود را حفظ می کرد پس کتابی که نتواند خود را کامل نگاه دارد چطور می تواند دیگران را تکمیل نموده و به کمال برساند.و رابعاً اگر قرآن مکمل بشر باشد الان هم که موجود است، پس دیگر احتیاج به آمدن میرزا علی محمد بهاء و میرزا حسینعلی باب و عباس افندی و شوقی افندی باشد؟!

آن شخص بهائی مبهوت مانده و گفت: قرآن مکمل نیست. بعد از امام حسن عسکری(ع) علما مکملند. فرمود: علماء که خود در رسائل علمیه شان فریاد از عجز و نا فهمی می زنند یا صریحاً می گویند رجوع به غیر کنید که این خود اعلان (بلد نیستم) است. مبلغ بهائی مات و مبهوت مدتی سر به زیر افکنده و گفت: شما بفرمایید که بعد از امام حسن عسکری(ع) مکمل و حجت بشر کیست؟

فرمود: آیا خدا رسول و امامان(ع) آن را برای ما مشخص نکرده اند؟ او گفت:آری. شیخ بافقی فرمود: او حضرت بقیه الله (روحی فداه) فرزند بلافصل امام عسکری (ع) است ، آیا جز این است؟ در اینجا آن مرد بهائی قانع شده و دیگر تسلیم ماند.

به نقل از سایت بافق نیوز به نقل از کتاب پرسش های شما پاسخ های امام زمان و عارفان گردآورنده: محمد یوسفی ص ۲۸۹

برچسب‌ها: , , , , , ,

دیدگاه ها و نقطه نظرات

تشخيص انسان و ربات *